یادداشت

محاصره هرمز؛ آزمون تاب‌آوری ایران یا فرسایش قدرت آمریکا؟

۱۲اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۴۹ AM 20

محاصره هرمز؛ آزمون تاب‌آوری ایران یا فرسایش قدرت آمریکا؟

حدود دو ماه از «جنگ رمضان» میان ایران و محور عبری–عربی–غربی گذشته و منطقه در وضعیتی میان جنگ و صلح قرار دارد. در چنین شرایطی، فرض محاصره دریایی تنگه هرمز از سوی دولت ترامپ، تنها یک اقدام نظامی نیست؛ بلکه بحرانی است که امنیت انرژی، اقتصاد جهانی، اعتبار آمریکا و توان مقاومت ایران را هم‌زمان تحت تأثیر قرار می‌دهد.

تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین شریان‌های انرژی جهان است. بر اساس داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی و اداره اطلاعات انرژی آمریکا، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از این مسیر عبور می‌کند؛ رقمی که نزدیک به یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان را شامل می‌شود. به همین دلیل، هرگونه اختلال در هرمز، سریعاً از سطح یک بحران منطقه‌ای فراتر رفته و به مسئله‌ای جهانی تبدیل می‌شود. در سناریوی نخست، اگر محاصره حدود دو ماه ادامه یابد و ایران بتواند تاب‌آوری اقتصادی و امنیتی خود را حفظ کند، بحران از یک فشار سریع به جنگی فرسایشی تبدیل خواهد شد. در این حالت، هزینه‌ها به‌تدریج از ایران به سمت آمریکا، متحدانش و بازار جهانی انرژی منتقل می‌شود. تحلیل‌های رئالیستی، از جمله دیدگاه‌های John Mearsheimer، تأکید دارند که آمریکا در تحمیل اراده سیاسی بر ایران با محدودیت‌های راهبردی روبه‌رو است؛ به‌ویژه اگر ایران بتواند هزینه حضور آمریکا در منطقه را افزایش دهد. گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهد حتی کاهش امنیت در هرمز می‌تواند عبور کشتی‌ها را محدود و بازار نفت را دچار شوک کند. ادامه بحران، فشار مستقیمی بر واردکنندگان بزرگ انرژی مانند China، India و کشورهای آسیایی وارد خواهد کرد. سناریوی دوم زمانی شکل می‌گیرد که ایران تاب‌آوری لازم را از دست بدهد. در این صورت، تهران ناچار به تقویت مسیرهای جایگزین مانند کریدورهای زمینی، همکاری بیشتر با Russia و China و گسترش شبکه‌های منطقه‌ای خواهد شد. با این حال، ظرفیت جایگزین برای دور زدن هرمز محدود است و بسیاری از کشورهای منطقه همچنان به این آبراه وابسته‌اند. از منظر حقوق بین‌الملل نیز، محاصره هرمز مسئله‌ای پیچیده است. طبق کنوانسیون حقوق دریاها، کشتی‌ها در تنگه‌های بین‌المللی حق عبور ترانزیتی دارند. بنابراین هرگونه محدودیت در این مسیر، علاوه بر پیامد اقتصادی و نظامی، تبعات حقوقی و مشروعیتی نیز خواهد داشت. سناریوی سوم زمانی رخ می‌دهد که آمریکا به این نتیجه برسد که هزینه ادامه محاصره بیش از منافع آن است. در چنین وضعیتی، احتمال حرکت به سمت مذاکره افزایش می‌یابد؛ اما نه لزوماً از موضع قدرت مطلق واشنگتن. اگر ایران بتواند دوره‌ای طولانی مقاومت کند، آمریکا ناچار خواهد شد میان تشدید جنگ، پذیرش هزینه‌های جهانی یا توافق سیاسی یکی را انتخاب کند. در نهایت، موفقیت یا شکست محاصره بیش از هر چیز به «زمان» و «تاب‌آوری» بستگی دارد. اگر بحران کوتاه‌مدت باشد، آمریکا می‌تواند آن را ابزار فشار معرفی کند؛ اما اگر طولانی شود و ایران از شوک اولیه عبور کند، محاصره به‌جای فشار بر تهران، به عامل فرسایش برای واشنگتن تبدیل خواهد شد. هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست؛ بلکه اهرمی ژئوپلیتیکی است که می‌تواند توازن قدرت را تغییر دهد. در این میان، سرنوشت بحران نه‌فقط به توان نظامی، بلکه به ظرفیت تحمل هزینه و مدیریت جنگ فرسایشی وابسته است. امیرحسین جلالی کارشناس سیاسی و تحلیلگر روابط بین‌الملل

تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نگردیده است
جست و جو
روزنامه نسیم
پیوندهای مرتبط